ماجراي عسل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات دسته بندی : وورد نوع فایل : .doc ( قابل ويرايش و آماده پرينت ) تعداد صفحه : 2 صفحه قسمتی از متن .doc : و تصميم مي گيرند هيچ وقت از يكديگر جدا نشوند اما وقتي نيما به خانه باز مي گردد شاهرخ با نقشه قبلي او را فريب مي دهد و عسل خانه شان در حال راز و نياز با خداوند بوده و اشك مي ريخته تلفن به صدا در مي آيد شاهرخ پشت تلفن مي گويد. اگر تا يك ساعت ديگر به پاركينگ كارخانه نيايي نيما را مي كشم عسل به نگين موضوع را مي گويد و ناراحت از خانه بيرون مي زند نگين سريع با آرش تماس مي گيرد و ماجرا را مي گويد و نيروي پليس آماده مي شود تا به پاركينگ برود. عسل داخل پاركينگ مي شود همه جا تاريك بوده شاهرخ بيرون مي آيد و به عسل مي گويد كه اين ها همه نقشه بوده و مي خواسته او را به آن جا بكشد عسل با صداي بلند مي گويد كه نيما من براي تو بايد حقيقتي را بگويم درست است كه من براي پليس كار مي كنم اما بدان كه تو را دوست دارم. ناگهان نيما از پشت جعبه ها بيرون مي آيد و اسلحه پدرش را مي گيرد و به سمت عسل مي رود عسل چند قدم به عقب مي رود و باز مي …
